ناظر و شاهد بودن شهید بر امور 1
به روایت از علی اکبر حسین زاده : مدتی بود که نسبت به هیئت خودمان کمتر اهمیت می دادم یک روز حاج آقا اکبران و پدر شهید به من گفتند: حاج آقا هیئتتان را راه بیندازید گفتم باز چه خبر هست گفت: دیشب ناصر را خواب دیدم و گفت شما چرا هیئت را ترک کرده اید.
ثبت دیدگاه