ناظر و شاهد بودن شهید بر امور 9
به روایت از فاطمه اکبران : ک روز از باغچه خانه گل چیدم و بدون اینکه درب حیاط را قفل کنم به بهشت رضا رفتم ، موقع بازگشت عمویم ( پدر شوهرم ) مرا به خانه خودشان برد ، شب خواب دیدم خانه خودمان رفتم و شهید در اتاق من خوابیده گفتم : شما اینجا هستی ؟ گفت : بله من دیدم درب خانه را باز گذاشتی ، آمدم اینجا خوابیدم که دزد نیاید . یک شاخه گل هم به من داد .
ثبت دیدگاه