شناسه: 185065

تدبير نظامي و مديريت

راوی رجبعلی کریمیان: در عملیات کربلای 5 فرمانده گردان به نقطه ای که قرار بود از آنجا حمله ی خود به سوی دشمن را آغاز کنیم رفته و مستقر شده بود قرار شد با مسئولیت سید ، نیروها را به نقطه ی مورد نظر بیاوریم . نیروها سوار ماشین شدند و از خرمشهر به طرف شلمچه به راه افتادیم . تا جایی که وسیله ی نقلیه امکان تردد داشت جلو رفتیم بعد از آن، همه پیاده به سمت خط حرکت کردیم . چون عجله داشته و می خواستیم هر چه زودتر به نقطه مورد نظر برسیم و از طرفی آتش دشمن تاثیرکمتری بر روی نیروها داشته باشد باید با شتاب و سرعت بیشتری حرکت می کردیم و به همین خاطر من شروع کردم به فریاد زدن و سرو صدا کردن سید سریع خودش را به من رساند و گفت : فلانی ، آهسته تر اگر الان اینجا سرو صدا کنی و برخورد اینجوری داشت باشی شب عملیات احتمال دارد کسی به حرف تو گوش نکند چون وقتی تو سرو صدا زیادی کردی نیروها این طور برداشت می کنند که شما همیشه سرو صدا می کنید به همین خاطر این سرو صدای شما الان ارزشی ندارد این را بگذار در زمان درگیری با دشمن که موثر باشد من هم به گفته سید عملی کردم و پیشنهاد او مورد استفاده قرار گرفت .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه