خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
یادم می آید شب قبل از اینکه خبر مفقود شدنش را برایمان بیاورند همسرم را در خواب دیدم که ایشان آمد و به من گفت : برو پیش بچه ها بعد من می آیم تا این که بعد از 9 سال جسدش را برای ما آوردند بدنش از کمر به بالا سالم بود حتی محاسنش سالم مانده بود .
ثبت دیدگاه