شناسه: 186920

روزه

یادم می آید یکسال در فصل تابستان که همزمان با ماه مبارک رمضان بود محمود 18 سالش بود و ایشان با آن گرمای طاقت فرسای تابستان با دهان روزه گوسفندان را به چرا می برد به وی گفتم : محمود جان در این هوای گرم تابستان وطولانی بودن روز وبا توجه به اینکه شما غذای کمی می خورید مریض می شوید و می افتید . ایشان گفتند : عموجان اگر بمیرم باید روزه هایم را بگیرم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه