شناسه: 187087

خواب و روياي شهيد

راوی سردار شوشتری: قبل از عملیات والفجر 8 (همتی) تقاضای مرخصی کرد. گفت: مقداری بدهی دارم که باید بروم آنها را بدهم و از خانواده هم خداحافظی کنم. خوابی را دیده بود. می گفت: شبی در خواب شهید بهشتی و امام (ره) و شهید مطهری را دیدم که به خانه من آمدند و بعد از پایان صحبتها به من گفتند شما باید همراه با ما بیایی. همراه آنها داخل باغی رفتم. شهید بهشتی مژده خوبی به من داد وگفت: که به شهادت می رسم و حتی نحوه شهادتم را توضیح داد. علی اصغر گفت: من در خط مقدم مجروح می شوم ولی در آنجا به شهادت نمی رسم. من را به عقب انتقال می دهند. نزدیکیهای عقبه به شهادت می رسم. به مرخصی رفت و بعد از چند روزی بازگشت. با توجه به حساسیت منطقه عملیاتی فاو، در گوشه ای مستقر بودیم. نزدیکیهای ظهر در کنار یکدیگر بودیم که خمپاره ای در چند قدمی ما اصابت کرد و همتی مجروح شد. با همان حالش سفارش می کرد که این قسمت را با شهادت طلبی و مقاومت حفظ کنید. اگر این قسمت سقوط کند، این عملیات با شکست رو به رو می شود. مشغول صحبت کردن بود که با یک ماشین او را به عقب انتقال دادیم. راننده می گفت: به عقبه نرسیده بودیم که همتی به ملکوت اعلی پیوست.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه