شناسه: 187216

همت در رفع مشکل ديگران

راوی صدیقه هاشمی زو: یک دفعه نزدیکی های غروب در خانه آشپزی می کردم که حسن به خانه آمد. - یک علاء الدین داشتیم که خیلی دود می کرد - گفت : چکار می کنی؟ گفتم : غذا درست می کنم. گفت : چرا با گاز غذا درست نمی کنی؟ گفتم : کپسول نداریم. دستش را داخل جیبش برد وگفت که بیا این حقوقم را تازه امروز گرفتم - ماهی دو هزار تومان حقوق می گرفت - شما برو کپسول بخر و هر وقت داشتی به من بده. من هم گرفتم و رفتم کپسول خریدم که هنوز هم داریم و از آن استفاده می کنیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه