حالات معنوي قبل از شهادت
راوی اکبر باقری: یک روز آقای گل محمد غزنوی که ایشان نیز بعداً به شهادت رسید خاطره ای از آقای فاضل الحسینی این گونه برایم تعریف کرد: نیمه های شب دومی که فاو را گرفته بودیم از خواب بیدار شدم. صدای شخصی که بلند گریه می کرد به گوشم رسید بیرون رفتم. دیدم سید حسین است. گفتم: چرا گریه می کنی؟ جواب نداد. اصرار کردم گفت: لحظه ای پیش دو برادرم را که شهید شده اند را در خواب دیدم. به من گفتند چرا پیش ما نمی آیی؟ دلمان برایت تنگ شده است. تا کی می خواهی ما را تنها بگذاری؟ صبح روز بعد ایشان از من جدا شد حدود ساعتهای هفت یا هشت بود که خبر شهادت ایشان را به من دادند. و من از این مسأله بسیار متأثر شدم.
ثبت دیدگاه