سعه صدر
راوی محمد علی خاتمی: در یکی از عملیات ها آقای فاضل الحسینی از ناحیه ی پا به شدت مجروح شده بود بعد از مدتی که در بیمارستان بستری بود ایشان را به خانه آوردند . هر چند روز یکی از پرستارها برای عوض کردن پانسمان پایشان می آمد اولین باری که پرستار به خانه شان آمد من هم آنجا بودم وقتی که پرستار می خواست پانسمان را عوض کند برای اینکه آقا سید خجالت نکشد بلند شدم از اتاق رفتم بیرون . آقا سید گفت : بنشین چیزی نیست کجا می خواهی بروی ؟ گفتم : نه از اتاق بیرون می روم بیرون رفتم . با وجود اینکه می دانستم درد زیادی می کشد ولی در تمام این مدت صدای خنده اش را می شنیدم اظهار هیچ گونه ناراحتی نمی کرد.
ثبت دیدگاه