خاطرات جنگي
راوی مرتضی صنعتی: در یکی از عملیات ها ما به سنگری که متعلق به مزدوران عراقی بود رفتیم. حمله ی دشمن شدید بود از هر طرف تیر مستقیم و خمپاره شلیک می شد به همراه پزشکان و امداد گران از سنگر بیرون آمدیم و در کنار یک آمبولانس پناه گرفتیم. در این هنگام سلامی جز ایمان به خدا و روز قیامت نداشتم کمی بعد از سنگر با اصابت یک خمپاره منفجر شد.
ثبت دیدگاه