شناسه: 201684

اطاعت از فرماندهی 2

به روایت از سعید رئوف : قبل از عملیات بیت المقدس برادر ولی الله چراغچی برای آماده سازی منطقه ای ما را آورد و گفت اینجا برای ما قرارگاه بزنید ، پنج تا سنگر احداث کنید . ما به اتفاق چند تن از برادران دیگر که بودند شروع به سنگر زدن کردیم . خدا می داند با چه زحمتی با دست آن هم سنگر برای قرارگاه درست کردیم . خوب امکانات مهندسی نبود و به زحمت یکی از برادران طرح و عملیات توانسته بود یک لودری بیاورد و ما هم شروع کرده بودیم به آماده سازی سنگرها. لودر هم خیلی ضعیف بود، فکر می کنم ب 6 بود که قدرت قوی نداشت که بتواند گود برداری خوبی انجام دهد . ما این سنگرها را بعد از ظهر تا دم غروب به هر شکلی که بود آماده کردیم . چون آقا ولی گفته بود امشب باید توی این سنگرها بخوابیم ، جا نداریم . به هر شکلی که بود سنگر را آماده کردیم بدون سقف و در حال استراحت بودیم که خود اقا ولی آمد و گفت قرارگاه عوض شده باید برویم جای دیگر . ایشان اطاعت پذیری عجیبی داشت و حتی نگذاشت که ما توی قرارگاه استراحت کنیم . خاطرم هست تا قبل از شروع عملیات ، پنج تا قرارگاه را عوض کردیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه