عشق به ائمه اطهار
راوی حسن پا زهر امامی : هر گاه پدرم در مراسم عزاداری سینه می زد، سینه اش بر اثر ضربات دستش زخمی می شد. همیشه ما پنبه و چسب همراه داشتیم و بلافاصله روی زخم را پاک کرده چسب می زدیم. خیلی عاشقانه سینه می زد همینکه 5 الی 6 ضربه به سینه اش می زد، خون سرازیر می شد.
ثبت دیدگاه