خواب و رویای شهادت
به روایت تز حسن برات الله زاده : یک روز صبح حسین را دیدم که حالش خیلی تغییر کرده است. وقتی علت را از او جویا شدم. ایشان گفت: من خوابی دیدهام و دیگر پشت جبهه بر نمیگردم. پرسیدم چه خوابی دیدهای؟ در جواب من گفت: خواب دیدهام که همة دندانهایم ریخته است و احتمالاً شهید میشوم. طولی نکشید که او به شهادت رسید.
ثبت دیدگاه