شناسه: 206258

خاطره شماره 21 - شهید محمدحسن ابوالبشری

هیچ گاه از یادم نمی رود. روزیکه حسن در بیمارستان درحالت بیهوشی و کما بسر می برد اذان ظهر فرا رسید من رفتم وضو گرفتم و نیابت از طرف شهید نماز ظهر او را خواندم بعد از اتمام نماز به طور معجزه آسایی محمد حسن در همان حالت سرش را به عنوان تعظیم و تشکر تکان داد که من واقعاً منقلب شدم. ایشان به جهت شدت مجروحیت و عفونت بعد از یک هفته به فیض عظمای شهادت نائل گردید.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه