ايثار و فداکاري
راوی علی اکبر هوشیار: یکی از همرزمان برادرم به نام آقای اسفراینی نقل می کرد که : (( زمانیکه ایشان یعنی همان قدیر هوشیار در عملیات مجروح شده بود من به طرفش آمدم و گفتم : دستت را به من بده تا به عقب ببرمت اما قدیر به من گفت : نه ، شما برگرد عقب من هم خودم را می رسانم ولی دیگر برنگشت و مفقود الاثر شد .
ثبت دیدگاه