شناسه: 209824

مطلع شدن شهادت از طريق عوامل غير مترقبه

راوی صغری محمدی: من دقیقاً به یاد دارم در شب حمله بدر من درمنزل نشسته بودم و داشتم تلویزیون نگاه می کردم که داشت مارش پیروزی را می زد و جوانی را درحال نماز نشان می داد من یک دفعه تا این صحنه را دیدم جیغ کشیدم بلند شدم و گفتم : علی و شانه پدر علیرضا را گرفتم .پدر علیرضا گفت : چی شد ؟ من گفتم نمی دانم فقط حالم منقلب شد پس از چند روز از این جریان خبر شهادت علیرضا را به من دادند و من متوجه شدم که آن همان شبی بود که علیرضا به شهادت رسیده بود و از آن زمان به بعد هر کسی که درب حیاط را می زد به بچه ها می گفتم : خبر شهادت علی را آورده اند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه