شناسه: 214374

احساس مسئولیت

به روایت از مرضیه عابدی : بعد از عملیات میمک بود که آقای عابدی از جبهه بازگشته بودند. البته در آن عملیات بسیاری از نیروهای گردانشان از جمله آقای اندرآبی به شهادت رسیده بود. یک روز دیدم ایشان در حال استراحت همانطور که سرشان روی متکا بود از گوشه چشمشان اشک می ریخت. گفتم: چیه. چرا ناراحت هستی؟ از شما بعید است که گریه کنید، گفتند: من امروز مسجد بودم و فرزند شهید اندرآبی را دیدم منقلب شدم حالا چه فکر می کنم. می گویم من چطور می توانم در قبال فرزندان شهداء وظیفه ام را انجام دهم. من نیز ناراحت شدم و گفتم: دیروز نوبت آنها بود و فردا هم نوبت شما است حالا چرا شما در قبال این مسئله اینقدر بی قراری می کنید.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه