شناسه: 214643

دقت در بيت المال

راوی علی اصغر معصومی: یکی از برادرها خاطره ای را درباره حاج محمد طاهری این گونه تعریف می کرد : حاج محمد از خانه شان بیرون آمده بودند و دور فلکه شهربانی ایشان را دیدم که پیاده می رود من با موتور سپاه بودم . پرسیدم به کجا می روید داریم می رویم به سمت ماشین های خطی که به روستا برویم . ایشان را سوار کردیم وقتی که به درب سپاه ه رسیدیم ایشان گقتند : ترمز بزن و نگه دار و گفتم شما که پیاده هستید . بگذارید شما را برسانم . نه تا اینجا که شما آمدید با موتور سپاه در خصوص کار سپاه بود . از اینجا به آن طرف برای کار شخصی حساب می شود. پس شما برگرد و من پیاده می روم . می گفت هر چه اصرار کردیم آقای طاهری گفتند نه من پیاده می روم و سر انجام مجبور شدم پیاده اش کنم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه