شناسه: 216531

تواضع و فروتنی

اوایل جنگ محمد عکس یکی از دوستانش که شهید شده بود به خانه آورد و به من نشان داد و گفت: ببین مادر این مرد چقدر خوش سیما و نورانی است، او چند روز پیش شهید شده است. در جوابش گفتم: مادر جان خدا افراد خوب و لایق را پیش خود می برد. سپس من عکس دوستش را بردم داخل اتاق دیگری کنار عکس خود محمد گذاشتم. وقتی محمد داخل اتاق آمد و عکس خودش را کنار عکس دوست شهیدش دید ناراحت شد و گفت: مادر عکس من را بردارید می خواهید من را با او مقایسه کنید من کجا هستم و او کجا! سپس عکس خودش را برداشت و گفت: مگر عکس من لیاقت این را دارد که کنار عکس این بندة مخلص خدا قرار گیرد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه