مبارزه با ضد انقلاب و منافقین
اوایل جنگ عده ای شرور و منافق چند بار قصد ترور محمد را داشتند. یک بار آنان به قصد کشتن محمد به منزلمان ریختند و تمام شیشه های منزل را شکستند. آن ها از من پرسیدند: پسرت کجاست؟ کجا پنهانش کردی؟ ـ محمد آن وقت خانه نبود و من هر چه می گفتم خانه نیست دست از سرش بردارید چه کارش دارید؟ بعد از این که تمام خانه را زیر و رو کردند گفتند: بالأخره پسرت را می کشیم و رفتند. البته پس از آن قضیه باز هم چند بار محمد را تلفنی تهدید به مرگ کردند اما شکر خدا کاری نتوانستند بکنند.
ثبت دیدگاه