شناسه: 216747

تعاون و همکاری

ماه رمضان بود هر روز یکی از بچه ها از روی نوبت مسئولیت نظافت و حاضر کردن چایی سحری وافطاری را درخوابگاه بر عهده می گرفتند . روزی که نوبت من بود متاسفانه دیرتر از کلاس برگشتم . وقتی که آقای سجودی آمد گفت : چرا چایی حاضر نکردی ؟ گفتم : امروز دیرتر از کلاس آمدم . سریع چای را حاضر کرد و درحاضر کردن غذا وانجام دادن کارهایم به من کمک کرد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه