شناسه: 216808

خاطرات بعد از مجروحيت

راوی صدیقه کفشکشان: در یکی از روزهای ماه رمضان سال 61 محمد با پای لنگ و عصا زیر بغلش به خانه آمد . به او گفتم: مادر جان پایت چکار شده است ؟ گفت: با موتور تصادف کردم با پایم برخورد کرد. مادر تیر و اینجور چیزها نبود. بعد از یکماه که پانسمانش را باز کرد متوجه شدم مجروحیت ایشان در اثر گلوله و ترکش شدیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه