شناسه: 218985

خبر شهادت

به روایت از محمود دره گی : دفعه آخری که حسین به مرخصی آمده بود حدود 15 روز مرخصی داشت یک روز به اتفاق او به بیرون رفتیم تا کمی قدم بزنیم در همین حین از خاطرات جبهه و جنگ و کعجزاتی که در آنجا روی داده بود برایم تعریف می کرد.خلاصه صحبتهای او ادامه پیدا کرد تا اینکه به من گفت :شاید این آخرین دیداری باشد که با من با شما و بقیه خانواده دارم .با این حرف او اشک در چشمانش جمع شد و نتوانستم خودم را کنترل کنم و شروع کردم به گریه کردن .ایشان رستی بر سرم کشید و مرا دلداری داد.در همین حین متوجه شدم که جلوی در خانه هستیم و مادرم مرا با چشمان اشک بار دید علت گریه مرا پرسید و من به حسین نگاهی کردم و با هم خندیدیم و حسین گفت: این گریه شوق است.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه