شناسه: 219057

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

به روایت از ابراهیم درویشی : هنگامی که خبر مفقود شدن حسن آقا را آوردند. ما خیلی ناراحت بودیم. چون از یک طرف احتمال شهادت ایشان را می دادیم و از طرف دیگر می گفتیم: شاید به اسارت عراقی ها درآمده است. به هر حال یک شب که به یاد ایشان بودم، در عالم خواب سید بزرگواری را دیدم که سر کوچة منزلمان ایستاده، گویی از جبهه آمده بود. ساک دستش و موهای خاکی گواه بر این موضوع بود. نزدش رفتم و بعد از سلام گفتم:" حاج آقا، داداشم مفقود شده است. آیا شما اطلاعی از ایشان ندارید؟" ورقی که در دست داشت به من داد. وقتی کاغذ را نگاه کردم، پادگان عراقی ها و حسن آقا را در حالی که در پشت تریبون برای مردم صحبت می کرد دیدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه