شناسه: 223150

سعه صدر

راوی مهدی خویشاوندی : یک روز از خط برگشته بودیم آمده بودیم مقر فرماندهی کار داشتیم ماشین را بد جایی پارک کرده بودیم مطلع نبودیم که نباید آنجا پارک کنیم . وقتی برگشتیم دیدیم باد دو تا لاستیک را خالی کرده اند . پرسیدیم چی شده است ؟ گفت ماشینتان را به جایی پارک کرده اید بادش را خالی کردم . آقای بصیر بدون اینکه بگوید ما از مسئولین هستیم و از خط آمده ایم آچار را برداشت و شروع کرد به زا پاس عوض کردن . در حالی که من از بد حرف زدن آن بنده خدا ناراحت شده بودم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه