شناسه: 225501

همت در رفع مشکل ديگران

راوی اسماعیل آخشن: سال اول راهنمایی من یک تجدیدی گرفتم، از این موضوع بسیار ناراحت بودم. احمد وقتی به روستا آمد متوجه ناراحتی من شد. پرسید چه شده؟ قضیه را برایش تعریف کردم، احمد برای این که زودتر این موضوع را فراموش کنم مرا به تربت برد، آن جا با هم دیگر به سینما رفتیم و عکس گرفتیم برایم پیراهن و شلوار نو خرید، تشویقم کرد تا درسهایم را بخوانم و گفت: اگر بیشتر تلاش کنی و درس بخوانی تو را به تربت می آورم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه