شناسه: 235237

احساس مسئولیت

یادم می آید شب حنابندانش بود که محمد به دستش حنا بست و گفت: دوستان و همرزمان من شهید می شوند بعد من چگونه به دستم حنا ببندم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه