شناسه: 237155

نفوذ و تاثير کلام

راوی علی موسوی: شهید فایده از عملیات والفجر مقدماتی با تن مجروح برگشته بود و عصایی زیر بغلش بود. من یک روز در میدان طالقانی او را دیدم که داشت پیاده می رفت. با خودرو بودم ایستادم و گفتم : سوار خودرو بشوید تا باهم به سپاه برویم. گفت : (می خواهم کمی قدم بزنم از بس که در خانه نشسته ام روحیه ام خسته شده است). یادم هست ایشان همان روز به سپاه آمد. یکی از برادران سپاهی که برای یکی از مدارس، به دنبال یک سخنرانی بود، به محض اینکه ایشان وارد شد، گفت : سخنرانی خودش آمد. شهید فایده گفت : منظورت چیست؟ کی آمد؟ منظورت از سخنرانی من هستم؟ نه! من شایستگی سخنرانی کردن برای بچه ها را ندارم : چون به میدان آزمایش و نبرد رفتم و سالم برگشتم. من لیاقت صحبت کردن برای بچه ها را داشتم، به شهادت می رسیدم. شهید فایده با التماس دوستان بویژه فرماندهی وقت سپاه با همان عصا و پای مجروح - برای سخنرانی در یکی از مدارس تشریف بردند. فکر می کنم دبیرستان طالقانی بود و بعد از سخنرانی ایشان در آن مدرسه، تعدادی زیادی از دانش آموزان عازم میدان رزم و جبهه شدند و در جبهه هم فرمانده بچه ها خود ایشان بودند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه