خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از مرضیه محمودی : ما حدود 40 تا 50 متری از زمین منزلمان را به همسایه پهلوی مان فروخته بودیم. او هم بیشتر از حقش از زمین ما را تصرف کرده بود و ماهم نمی توانستیم از او حقمان را پس بگیریم. یک شب خواب دیدم: احمد آمده و به ستون وسط خانه تکیه داده و به من می گوید: مادر حقت را از همسایه مان گرفتی، اگر نگرفتی من خودم بروم و بگیرم؟ گفتم: نه مادر ما همین قدر زمین برای مان کافی است. بالاخره یک جایی هم ما حقمان را از او خواهیم گرفت. گفت: نه مادر حق گرفتنی است نبایستی آن را به آن دنیا واگذار کنی در همین دنیا بایستی حقت را بگیری .
ثبت دیدگاه