حرمت والدين
راوی رضوان سلامت: یک روز مادرم جهت خرید می خواست به بازار برود . حمیدرضا به محض اینکه فهمید مادر قصد دارد بیرون برود ، سریع از پنجرة اتاق بیرون پرید و کفشهای مادرم را جلوی پاهایش گذاشت .
راوی رضوان سلامت: یک روز مادرم جهت خرید می خواست به بازار برود . حمیدرضا به محض اینکه فهمید مادر قصد دارد بیرون برود ، سریع از پنجرة اتاق بیرون پرید و کفشهای مادرم را جلوی پاهایش گذاشت .
ثبت دیدگاه