باید بروم
به نقل از مادر شهید: دانشجوی رشته عمران بود و در دانشگاه صنعتی اصفهان درس میخواند. مدتی در شهر اردل کارهای جهادی انجام میداد و به امور ساختمانی مشغول بود، تا اینکه از طرف جبهه اعلام نیاز کردند و دکتر چمران از آنها خواسته بود تا برای رفتن به جبهه آماده شوند. سیدرسول برای رفتن داوطلب شد و جزء اولین کسانی بود که راهی جبهه شد.
رفتن ایشان مصادف شده بود با ماه مبارک رمضان، به همین دلیل پدرش از او خواست همین جا بماند تا بتواند روزههایش را بگیرد؛ ولی سیدرسول قبول نکرد و گفت: «من تحمل و استقامت هوای گرم خوزستان را دارم و میتوانم همانجا روزه بگیرم. باید بروم و به رزمندگان آب یخ برسانم.»
ثبت دیدگاه