خواب و رویای دیگران در مورد شهبد
به روایت از بی بی ربابه رضوی : یک شب خواب دیدم که یکی دارد درب حیاط را بخ صدا در می آورد رفتم درب را باز کردم دیدم برادر شوهرم علی اصغر انوری است. گفت: دلم برای آنها تنگ شده است چون خیلی وقت است آنها را ندیدم.گفتم: آنها خانه ی خوشان هستند و خیلی چشم انتظار شما هستند حتما به آنجا بروید و ایشان هم از من تشکر کرد و گفت: از شما می خواهم که مواظب آنها باشید. با من خداحفظی کرد و رفت و دوباره برگشت و گفت: من به خاطر دفاع از اسلام و ملت و ناموسم به جبهه رفته ام و خدا هم مواظب زن و بچه هم خواهد بود.
ثبت دیدگاه