قدرشناسی
به روایت از فخرطوسی منبعیان : عبدالصالح به جبهه که می رفت خیلی دیر به مرخصی می آمد بیشتر وقت ها می دیدم دوستانش یکی یکی می آیند و خبر سلامتیش ونامه هایی از او برایم می آوردند یک روز از یک نفر از دوستانش پرسیدم : چرا شما همه تان باهم می روید و بعد از مدتی شما به مرخصی می آیید ولی به عبدالصالح اجازه آمدن نمی دهند در جواب سوالم گفتند: ایشان فرمانده ماست اجازه آمدن ما هم در دست ایشان است آن روز فهمیدم که ایشان فرمانده است چون به خانه که می آمد اصلاً در این مورد با ما صحبتی نمی کرد .
ثبت دیدگاه