ابتکار و خلاقيت
راوی فاطمه زارعین: یک روز ابراهیم آمد و گفت : مامان 30 تومان پول به من می دهید گفتم : بله زیر فرش هست بردار . این بچه پول را برداشت و رفت . زمانی بود که مراد برقی فیلم بازی می کرد . بعد از چند روز دیدم یک چیزی ساخته است که وقتی کلیدش را می زد دور اتاق دور می زند و می چرخد . سؤال کردم ابراهیم این چی هست ؟ گفت : مامان ماشین مراد برقی درست کرده ام .
ثبت دیدگاه