شناسه: 258529

آخرين وداع با خانواده

راوی زهرا نیکوفر: زمانی که طاهر از جبهه برگشته بود به او گفتم دیگر به جبهه برو، وگرنه من هم همراه شما به جبهه می آیم. گفت: نه آنجا جایی نیست که شما بیایید، شما باید در اینجا بمانید و با صبر و بردباری تمام ما را تشویق به دفاع از خاک میهن نمایید نه این که مانع رفتن ما به جبهه شوید. گفتم آخر دلم برایتان تنگ می شود.گفت: دیگر نگران من نباش چون این دفعه که بروم دیگر برنمی گردم، بعد شهادتم صبور و بردبار باش و زینب وار زندگی کن. با شنیدن این سخنان کمی دلم آرام گرفت و با رفتن مجدد ایشان به جبهه موافقت کردم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه