شناسه: 259034

حمايت از حق و توصيه به ان

راوی مراد دروکی: موقع ظهر بود من ازمدرسه برمی گشتم خیابان شلوغ بود کنجکاو شدم که که بدانم چه خبر شده رفتم جلو واز دیگران پرسیدم چه شده ؟ معلوم شد که گروهی با ماشین مزاحم دختر جوان و مومنی شده اند که اگرآقای آزادی دوستش به کمک او نمی رفتند توسط گروه اشرار ربوده شده و آبروی دختر جوان را به مخاطره می انداختند قبل از انقلاب یعنی در آنزمان این وقایع زیاد اتفاق می افتاد وعاملین خیلی راحت ازچنگ قانون فرار می کردند ویا با دادن رشوه به مامورین موضوع را خاتمه می دادندخلاصه چون آقای آزادی بخاطر مداخله چند ضربه چاقو خورده بود کار به داگاه وکلانتری کشید الحمدا… خانواده ی ایشان چون شناخته شده بودند خیلی زود مسئله حل شد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه