شناسه: 259330

عشق به جهاد

راوی محمدولی آخوندی: یکدفعه مجروح شده بودم و در بیمارستان امام خمینی تهران بستری بودم. به محمد جواد زنگ زدم. گفتم: داداش مریض هستم. بعد از احوالپرسی گفت: داداش الان عازم جبهه هستم آیا شهید می شوی یا سالم می مانی؟ گفتم: سالم می مانم. گفت: پس جبهه رفتن مقدم تر از دیدارشما برادر مریضم هست. اگر رسیدم بعد از شما سرخواهم زد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه