تعاون و همکاري
راوی محمود عدالتیان: 4 آذر ماه بود و ما داشتیم برای فردا که روز بسیج بود برنامه هایی تدارک می دیدیم. از جمله آماده کردن پرده بود. به برادر ولی نژاد گفتیم: پرده و ... آمده کرده ایم ولی پرده ها دوخته نیست و به خاطر یک سری مشکلات فرصت نداریم که آنها را بدوزیم.ایشان گفت: تمام پرده ها را بیاورید و صبح زود هم بیایید و از من تحویل بگیرید. بعدها متوجه شدیم که ایشان پرده ها را به منزل برده و تا سحر خودش نشسته و اینها را دوخته و حتی جا پرچمی برای آنها درست کرده و همه را منظم و آماده نموده است! فردا صبح که به همراه برادر اسماعیل نیا به منطقه آمدیم، خیلی جالب بود، برادر اسماعیل نیا به من گفت: نگاه کن محمود، ببین چی شده، عباس تام پرده ها را آماده کرده و خودش گیت کرده و با لباس اتو کشیده و پوتین های واکس زده مرتب و منظم جلوی منطقه ایستاده! انگار که ایشان بعد از 48 ساعت استراحت همة کارهایش را انجام داده در صورتی که ما می دانیم ایشان شب قبل کشیک داشته و شب قبل از آن هم در اردوی کوه حضور داشته است! ما در جریان بودیم که ایشان سه روز است که نخوابیده و امروز 5 آذر و روز بسیج مرتب و منظم ایستاده، نیروها هم آموزش دیده که ما نیز در مانور آن روز شرکت نمودیم.
ثبت دیدگاه