شناسه: 261506

توجه به امر ازدواج

راوی فرخنده قاسم زاده: یکروز به فرزندم عباس گفتم: اقلاً عروسی یکی از شما را می خواهم ببینم.او گفت: خیلی خوب، حالا صبر کن تا بعد.بعد که به جبهه رفت از آنجا برایم نامه نوشت. در آن نامه نوشته بود که مامان، خودت را حاضر کن که می خواهم بیایم و به حرف شما بکنم و ازدواج نمایم.ما آمده آمدنش بودیم که عروسیش را ببینیم اما خبر شهادتش آمد

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه