خاطرات بعد از مجروحيت
راوی محمد کلوخ طالبی : یادم است برادرم یکبار در جبهه مورد اصابت ترکش قرار گرفت و مدتی در تهران بستری بود. کمی که از بستری او در تهران گذشت. گفتند می توانید او را به سبزوار ببرید ولی به شرطی که استراحت کند. خلاصه او را به سبزوار آوردیم. گویا برادرم خبری دریافت کرده بود مبنی بر اینکه عملیاتی در پیش است. مهدی به محض شنیدن این خبر دیگر آرام و قرار نداشت و می خواست دوباره عازم جبهه شود. هر چه گفتیم تو هنوز بهبودیت را به طور کامل به دست نیاورده ای ولی نتوانستیم حریف او بشویم و بالاخره مهدی دوباره با تنی مجروح عازم منطقه شد.
ثبت دیدگاه