شناسه: 314979

توصیه های شهید

یک روز احمد و پدر ومادرم منزل ما به صرف نهار دعوت بودند نزدیکی های اذان دیدم محمد وضومی گیرد ، اذان هم گفته شد و احمد برای ادای نماز به حیاط رفت .گفتم : احمد چرا به حیاط می روی ؟ برو در اتاق روی فرش نماز بخوان .گفت : خواهر جان من اگر روی فرش نماز بخوانم شاید شوهر شما راضی نباشدواین حرکات از یک پسر کم سن و سال برای من تعجب آور بود .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه