شناسه: 327373

گذشت و اغماض

راوی محمد امین: در مورد رأفت و مهربانی شهید رستمی خاطره ای دارم و آن اینکه:‌ وقتی که در الله اکبر مستقر بودیم من معاون گردان بودم و فرمانده گردان شهید حشمتی بود. هر روز تعدادی از بچه ها شکایت می کردند که در حمیدیه ( در پادگان حمیدیه) هر وقت لباس پهن می کنیم گم می شود این کار خیلی تکرار شد من یک روز دام گذاشتم، کاپشن خودم را روی بند انداختم و یک نفر را نگهبان آن گذاشتم تا بالاخره سارق لباسها را گیر آوردم و به فرماندة پادگان ارتش تحویل دادم و شهید رستمی وقتی که از جریان آگاه شد و مدارک را از من گرفت و خودش با مهربانی که داشت آنها را بخشید و این سرقت لباس همانجا تمام شد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه