شناسه: 59228

او ظهر پنج شنبه بعد از صرف ناهار هنگامی که دو فرزن...

او ظهر پنج شنبه بعد از صرف ناهار هنگامی که دو فرزندم در خواب بودند دو باری آنها را بوسید و از خانه خارج شد حال عجیبی داشت به من گفت وقتی از خانه بیرون رفتم به دنبالم بیا و مرا با نگاه خود مشایعت کن سوار موتور شد دستی تکان داد و غریبانه نگاهی به من کرد و سفری همیشگی را تجربه کرد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه