«در آروزی شهادت»
همیشه به پدرش می گفت: « بابا شما انقلاب کردید، هشت سال جنگ کردید تا از انقلابتان دفاع کنید. انقلابتان را تا به امروز حفظ کردید، حالا نوبتی هم باشد نوبت ما است که از این انقلاب پاسداری کنیم. اگر به من اجازه دهید، درسم که در دانشگاه تمام شد بروم در مرزها خدمت کنم». از کوچکی آرزو داشت که شهید شود، به دوستان و معلم هایش در مدرسه گفته بود «من بزرگ شوم میخواهم شهید شوم».
ثبت دیدگاه