شناسه: 59644

دهقان

وقتی پیکر مطهر شهید بهنام پیغامی را به بستان آباد آوردند ، آشناها و اهالی منطقه «دهقان» سراسیمه خودشان را به مراسم تشییع جنازه رساندند . بدن بهنام سوراخ سوراخ شده بود و این بهایی بود که ما برای امنیت مرزهای کشورمان داده بودیم . چهل و پنج کیلومتر از ارومیه به طرف غرب رفتم به سه راه «زیوه» و کوه های مرزی ایران و ترکیه رسیدم . بالای این کوه در ارتفاع 2500 متری پایگاه « دولامان » مرزبانی شمال غرب واقع شده بود . دره ای که زیر این پایگاه قرار داشت یکی از گذرگاه های امن قاچاقچیان بود . مسؤولین گفتند : «گاهی اوقات در طول یک شب چند هزار لیتر سوخت از طریق این گذرگاه به ترکیه قاچاق می شد » . بهنام در چنین جایی خدمت می کرد . وقتی از درِ پایگاهشان بیرون آمدم و به عمق دو هزار متری دره زیر پایم نگاه کردم وحشت تمام وجودم را فراگرفت . فرمانده پایگاه گفت : « توی زمستان تا بالای دیوار شش متری ساختمان از برف پوشیده می شه و نیروها مجبور ن تمام روزها و شب ها رو داخل پایگاه بمونن و از آن خارج نشن . فقط برای تعویض شیفت هر ماه یه بالگرد به این منطقه میاد و نیروهای تازه نفس رو جاگزین قدیمی ها می کنه . البته اگه باد و بوران و شرایط جوی اجازه بده . » . این پایگاه توانسته بود سد راه قاچاق سوخت و گوسفند شود و این برای سودجویان و اشرار خیلی گران تمام شده بود . مدتی بعد که نیمه شب بهنام و همرزمانش برای کمین زدن به وسط های دره رفته بودند . بلدچی ها و اشرار کار کشته که سال های سال با کوهستان منطقه آشنایی داشتند برای زهر چشم گرفتن به آن ها حمله کرده و همه را محاصره کرده بودند . بهنام پیغامی در آن درگیری پنج گلوله خورد و به شهادت رسید .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه