پاداش
راوی همکارشهید:زنی را که دستگیر کرده بودیم به من سپردند که به دادگاه ببرم. توی راه گفت: این بیرانوند عجب آدمیه؟
چطور ؟ هر چی طلا و جواهرات داشتم گذاشتم جلوش که یک جوری کار رو ندید بگیره ولی قبول نکرد.
بعد بقچه ای که همراهش بود را باز کرد . کلی النگو و گردنبند و انگشتر بود . ادامه داد: مگه برای کشف این محموله چقدر پاداش می گیره که این هدیه رو رد کرد؟ جوابش را ندادم ولی توی دلم گفتم: «فوق اش چند ماه ارشدیت. ولی شما بیرانوند رو نشناختید. همان ارشدیت هم براش مهم نیست»
ثبت دیدگاه