نمازشب
راوی پدرشهید:نماز شبها، یا حسین گفتنها و دنباله رو رهبری بودن سجاد را به مقام شهادت رساند؛ او در حلال و حرام به شدت دقت میکرد تا جایی که وقتی نذری برای ما میآوردند نمیخورد و میگفت، نمیدانم این نذری از چه پولی تهیه شده است.
در مراسمهای عروسی که موسیقی و رقص وجود داشت شرکت نمیکرد و اینطور نبود که بیتفاوت باشد یا این که بگوید ما کاری به موسیقی نداریم و هرکس کار خود را انجام دهد من توجهی به موسیقی نمیکنم؛ یا در اینگونه مراسمات شرکت نمیکرد یا آخر مراسم که موسیقی را قطع میکردند، به مجلس وارد میشد.
از زمانی که دوستش شهید شد دیگر حال و روزش فرق کرد؛ بیتابیاش برای شهادت بیشتر شد؛ در مراسم تشییع رفیق شهیدش میگفت بعد از شهادت من هم به همین شکل مراسم بگیرید؛ به او گفتم مگر قرار است هر کسی به سوریه میرود شهید شود؟ سجاد میگفت رفتنم دست خودم است اما بازگشت دست من نیست
ثبت دیدگاه