شهادت
به نقل از خواهرشهید:مرد با ایمانی بود وقتی که در تلویزون بمباران حرم حضرت زینب سلام الله علیها را مشاهده کرد، دیگر در این حال و هوا نبود میگفت من باید بروم از حرم عمه ام دفاع کنم.
پدر و مادرم رضایت دادند تا برود، وقتی که به فرودگاه رسید عمه ام به او تماس گرفت و او را منصرف کرد.
فردایش به سرکار رفت، وقتی که برگشت پاهایش فلج شده بود.
75روز همان طور باقی ماند و به دکتر رفت ولی خوب نشد.
شب 75ام بود که گفت: اگر پاهایم خوب شود یکسال میروم از حرم عمه ام دفاع میکنم، فردایش دوباره پاهایش خوب شد.
سرانجام به سوی سوریه رفت و در روز ولادت حضرت علی اکبر، به شهادت رسید
و در نیمه شعبان روز ولادت امام زمان عج الله تعالی به خاک سپرده شد
ثبت دیدگاه