شناسه: 61172

رفاقت

به نقل از دوست شهید:در دانشگاه امام حسین (ع) دعا می کردیم که در یک کلاس باشیم. اما عبدالحسین در گردان دوم شهید باقری و من در گردان اول، تقسیم بندی شدیم. عبدالحسین هر روز بعد از کلاس به سراغ من می آمد و حتی گاهی که من خواب بودم،از هم اتاقی هایم جویای احوالم میشد!روزی یکی از بچه ها گفت: عبدالحسین دیگه چطور دوستی است؟هر روز با اینکه این همه کلاس و تمرین رژه داریم،باز هم به دیدنت می آید!و کاش ما هم چنین رفقایی داشتیم!

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه