شناسه: 61385

خاطره شماره 7 - شهید مهدی اسحاقیان

راوی مهدی سلیمانی پسرخاله و شوهر خواهر شهید: آقا مهدی داماد خانواده سردار شهید محمدباقر مداح بودند و همسرشان که دختر شهید مداح است، از مشوق‌های او در اعزام به سوریه بود. آقا مهدی خودش هم در مصاحبه‌ای که توسط لشکر 14 امام حسین(ع) انجام شده به این موضوع اشاره کرده است. شهید با آنکه یک پاسدار بود، ‌اما روحیه بسیجی را همیشه با خودش حفظ کرده بود. همیشه در دهه‌ محرم و ایام فاطمیه که در هیئت ثارالله مراسم برگزار می‌شود، مهدی گمنام‌ترین مسئولیت‌ها را برعهده می‌گرفت و به مردم عزادار کمک می‌کرد. از کارهای شاخص شهید خدمت به خانواده شهدا بود و با رسیدگی و سرزدن به خانواده شهدا از حال آنها جویا می‌شد و خاطرات شهدا را جمع‌آوری می‌کرد. چون شهرمان درچه معروف به شهر شاهد نمونه با 530 شهید و 19 سردار شهید است، مهدی سعی می‌کرد به اغلب خانواده این شهدا سرکشی کند و آنقدر به خانواده شهدا ارادت داشت که بیشتر آنها را به اسم می‌شناخت و این امر نشان‌دهنده اخلاص آقا مهدی بود. قرار است با جمع‌آوری خاطرات شهدایی که توسط شهید اسحاقیان صورت گرفته، ‌یک کتاب تهیه شود که ان‌شاءالله در انتهای این کتاب هم خاطرات خودش به چاپ خواهد رسید.
آقا مهدی بسیار پیگیر خانواده شهدای مفقود‌الاثر بود و برای گرفتن DNA و شناسایی خانواده شهدا بسیار تلاش می‌کرد و از طرفی به عنوان خادم‌الشهدا در موارد بردن خانواده ایثارگران به اماکن متبرکه مثل کربلا، مشهد و. . . فعال بود. همین مراسمی که برای پیکر شهید اسحاقیان در بوستان شهدای گمنام کوه سفید درچه با شکوه برگزار شد، با حضور همین خانواده شهدای دفاع مقدس بود. شهید در کارهای فرهنگی همچون جذب نوجوانان به پایگاه‌های بسیج خیلی فعالیت داشت و با برگزاری اردوهای فرهنگی از جمله قم و جمکران جوانان شهر درچه را به حضور در پایگاه مساجد تشویق می‌کرد. آقا مهدی احترام به پدر و مادر را در اخلاقیات خودش خیلی رعایت می‌کرد. شهید وقتی سال 79 مادرش در بستر بیماری قرار گرفت، به خاطر خدمت به مادرش ترک تحصیل کرد. وقتی مادرش را از دست داد، خدمت به پدرش را چند برابر کرد و جای زیارتی نبود که شهید برود و پدرش را با خود نبرد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه